تبليغاتX
archive.aspx آکواریوس
سلام

اگه لطف می کنید نظر میدین یه نشونی از خودتون بذارید که بشه باهاتون تماس گرفت

ممنون

شاد و پیروز باشید

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 18:27 توسط یلدا |

رودیاک و آکواریوس چیستند؟

 

در زمان های قدیم وقتی مردم شب ها به آسمان می نگریستند متوجه شدند که تعدادی از روشن ترین ستاره ها به شکل خاص یا دسته ی خاصی در آسمان قرار گرفته اند. این گروه های همانند را که صور فلکی می نامیم نامش از یک لغت لاتین به معنای گروه ستارگان گرفته شده است.

در هر تمدن باستانی بشر به این صور فلکی نامی داده است . مانند ،خدایان،قهرمانان،حیوانات و موضوعات آشنای دیگر.

در مطالعه صور فلکی بشر اولی متوجه شد که آنها در دستجات عظیمی در سراسر آسمان در حرکتند.

صور فلکی معینی در بهار ظاهر شده و در آسمان حرکت می کند وسپس نا پدید می گردند.

آنها در کنار صور فلکی تابستان و پاییز و زمستان دنبال می شدند.

خصوصاُ"12 صور فلکی بعداُ " در این مراحل مورد توجه قرار گرفتند. خورشید و ماه همیشه در حدودی از آسمان که این 12 صور فلکی قرار دارند، طلوع و غروب می کنند.بنابراین قسمتی از آسمان که در ان خورشید،ماه و سیارات گردش می کنند.

رودیاک که به معنای دایره مو جودات زنده است نام گرفت. این نامگذاری به این علت بود که اکثراُِ صور فلکی به جای مو جودات زنده نامگذاری شد.

مدار رودیاک بوسیله قدما به 12 بخش تقسیم شد هر بخش به نام 12 صور فلکی نامگذاری گردید. ما این صور فلکی را به نام های زیر می شناسیم:

تاروس ، ثور ، آریز/حمل ،پیسز ، هوت ، آکواریوس/دلو،کاپری کورن/جدی ،سیگتاروس-قوس ،اسکورپیو/عقرب ،لیبرا/میزان ،ویرگو/سنبله،لئو/اسد ،کنسر/سرطان ،جیمینی،جوزا.

12صور فلکی علائم مدار رودیاک نامیده شدند.هر ماه یک علامت مختلف از مدار در شرقی ترین قسمت خط افق ظاهر شده و به نظر می رسید که خورشید و ماه در 12 علامت ویژه طلوع می کنند.

علاوه بر 12 صورت فلکی ودار رودیاک ،36 صور فلکی دیگر برای مردم زمان های قدیم شناخته شده بود. این 48 صورت بعنوان صور فلک قدیم هستند ف بعد ها 40 صورت فلکی توسط منجمان کشف شد که آنها را به عنوان ور فلکی جدید می شناسند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 8:27 توسط یلدا |

به روی تو می نوشم، ای شکفته به مهر

چون روزنی به رهایی، همیشه روشن باش!

سیاهکاران را،هان ای سپید سار بلند

چون تیغ صبح،

به هرجا

همیشه

دشمن باش!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:38 توسط یلدا |

من اهسته در دود ِ شب گوش نهفتم

و در گوشِ ِ برگی- که خاموش ِ خاموش می سوخت - گفتم:

مپیچ این چنین تلخ بر خود،مپیچ !

مسوز اینچنین گرم در خود، مسوز!

که گر دست ِ بیداد ِ تقدیر کور ِ،

ترا می دواند به دنبال باد،

مرا می دواند به دنبال هیچ

ــ

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:37 توسط یلدا |

چنان فشرده شب تیره ، پا، که پنداری

هزار سال بدین حال باز می ماند

به هیچ کوشه ای از چار سوی این مرداب

خروس آیه ی آرامشی نمی خواند.

چه انتظار سیاهی،

سپیده می داند؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:36 توسط یلدا |

کاش می دیدم، چیست

انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است!

بیش از این ، سوی نگاهت،نتوانم نگریست

کاش می گفتی چیست

آنچه از چشم تو ، تا عمق وجودم جاری است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:35 توسط یلدا |

به جرم آنکه نگاه از تو بر نداشتم ،

ستاره ها ننشینند مهربان با من!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:34 توسط یلدا |

زمین به ما آموخت

ز پیش حادثه باید پای از پس نکشیم

مگر کم از خاکیم

نفس کشید زمین ما چرا نکشیم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:32 توسط یلدا |

نگاه همه سنگ است و قلب ها همه سنگ

چه سنگبارانی!گیرم گریختی همه عمر،

کجا پناه بری؟خانه ی خدا سنگ است!

به غصه های غریبانه ام ببخشائید!

که من- سنگ صبورم-

نه سنگم نه صبور!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:31 توسط یلدا |

من بر آنم که درین دنیا

خوب بودن -به خدا-سهل ترین کار ست

و نمی دانم،

که چرا انسان،

تا این حد ،

با خوبی

بیگانه است.

و همین درد مرا سخت می آزارد!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:30 توسط یلدا |

یکی به پرسش بی پاسخم جواب بدهد!

یکی پیام مرا

ازین قلمرو ظلمت ، به آفتاب دهد !

که در زمین ،-که اسیر سیاهکاری هاست،-

و قلب ها دگر از اشتی گریزان است-

هنوز رهگذری خسته را تواند دید

که با هزار امید،

چراغ در کف،

در جستجوی انسان است!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:28 توسط یلدا |

هميشه به ما ياد داده اند كه خداوند ازلي و ابدي است و بارها پذيرفته اند.ولي آيا شما تا كنون فهميده ايد ازل و ابد چه گونه چيزيست؟؟؟؟!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:25 توسط یلدا |

زمان و مكان وا بسته به حالات انسان است.زمان و مكان بيش و پيش از هر چيز ادراك حسي ما هستند و نه صفات جهان فيزيكي.(كانت)

يك شبانه روز(24ساعت)فقط 1 بر364 دوري است كه زمين بر محور بيضي شكل خود مي زند.نه زماني كه من در اين فاصله درك مي كنم پس هيچ وقت يك يا دو هفته ي من با شما يكي نيست.

دم غروب در ميان حضور خسته ي اشيا

نگاه منتظر ي حجم را مي ديد

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:24 توسط یلدا |

زندگي ما از دو حالت خارج نيست:

يا ما در جهاني شگفت آسا بر سياره اي كوچك در ميان صدها صدها ميليارد كهكشان ديگر به سر مي بريم ياآن كه فقط قطعه اي الكترو مغناطيسي از ذهن يك فرديم؟!!!!!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:22 توسط یلدا |

در اين جهان زندگاني تنها روح مؤمن پرهيزگار؛ مانند درختان تناور زنده ي جاويد است و اگر جهاني مانند هيزم خشك بسوزد اين سر سبز خرم است زيرا از خاكستر وي نهالي ديگر خواهد رست و زمين از نعمت وي هرگز تهي نخواهد ماند.

 

 

جرج هربوت

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:20 توسط یلدا |